من و معنویاتم.
سلام غنچه گل نازم.چادر خوشکلت مبارک عزیز مادر.چند روزی بود که موقع نماز خوندن مامانی و بابایی که میشد وروجک کوچولوی من شیطنتش گل میکرد و حسابی از سرو گردن ما بالا پایین میشد.وای که چه نمازی بود
.ولی خوشبختانه من و بابایی با تحمل زیادمون تونستیم لحظه نماز رو واسه گل دخترمون بزرگ و با ارزش نشون بدیم که شما میوه دل , نماز رو خیلی عزیز و مقدس درک کنی و با شنیدن صدای اذان خودت ادای نماز رو بهمون تاکید کنی .هرچند شیطنتت هنوز ادامه داره موشی بلا ولی خوشحالیم که تونستیم نرمه نرمه راه ارتباط با خدا رو نشونت بدیم جوری که مشتاق رفتن به مسجد و نماز خوندن کنار مامانی و بابایی و چادر سر کردن و تو مجالس معنوی شرکت کردن شدی.مهدیس معصومم تو خیلی جلوتر از سنت هستی و بقول خودت خانم شدی ماشالله...
وقتی نگاه میکنم میبینم داری مثل من وضو میگیری و وایمیسی کنارم و نمام حرکات من رو تو نماز تکرار میکنی حتی زمزمه کردنت زیر لب و دستای کوچولوی خوشکلت رو ,رو به آسمون بلند میکنی و صلوات میفرستی هیچی بجز شکر گزاری و دعا کردن واسه پایبند موندن توی این راه به زبونم نمیاد.امیدوارم خدا تورو به غلامی بنده های خاصش قبول کنه تا خیر دنیا و آخرت نصیبت بشه.



این عکسارو که کنار بابا وحید وایسادی و خودت بدون هیچ اشاره ای از طرف مامان وبابا داری حرکات بابایی رو تکرار می کنی و نماز میخونی خییییلی دوس دارم ملوسم....



قبول باشه بی همتای من.


من و معنویاتم. 
